چشمه ها خشکیده بود و رخت دنیا چرک بود...
چهارشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۴۰ ق.ظ
اول و آخر... یار
در من
دختری پَ ر ی ش ا ن
دارد همه ی رخت چرک های عمرش را
چنگ می زند...
با پیمانه ای مواد شوینده به کمکش شتافـــ ـ
همین!
دختری پَ ر ی ش ا ن
دارد همه ی رخت چرک های عمرش را
چنگ می زند...
با پیمانه ای مواد شوینده به کمکش شتافـــ ـ
همین!
کی به کمکش شتافت؟