اول و آخر... یار
ای خدا!
جدا شدم...مثل خزانت از بهارت! دلم هم جدا شده ست! چقد راه مانده تا باز به تو باز گردم؟ حسابی دلتنگت شده ام! مثل همیشه باز هم این درد دل ها و دل درد ها بی جواب میماند!صدایت را نمیــــــشنوم! اصلاپاسخ مرا میدهــــــی؟! حتی دریغ از یک نشانه...
حد اقلش این است که نه من میشنوم پاسخت را، نه میبینم! خب ایراد از من درست! یک مقدار سطح درک مرا بالا بیاور!
مغزم درد میگیرد از فشار این همه بی محلی!
خسته ام...خسته... خیلی زیاد...
خدا!
بیامرز من را!
امیدم فقط به این ماه توست!
ایمان و علمم را فزونی بخش!
پ.ن: تمام تو سهم منه... به کم قانعم نکن!!
همین!
۱۳ نظر
۰۱ مرداد ۹۱ ، ۰۷:۵۰