ماهیــ . .

ماهیــ . .


دچار یعنی عاشق!!
و فکر کن که چه تنهاست اگر که
"ماهی کوچک"
دچار دریای بیکران باشد ..
.
.
من در اینستاگرام:

Instagram
Categories
اول و آخر...یار
یکی از اهالی زمستان، که "ماهی!" بودنش را از "حوت" بودنِ اسفند گرفته!
اصولا کم حرفم ولی خنثی نیستم!
با زبانم کسی را آزار نمیدهم، حتی با سکوتم! تا ببینم یکی دارد اذیت می شود موضعم را اعلام میکنم که آرام شود...
دروغ آزارم میدهد!
ریا به دلم نمی چسبد!
کینه کِدِرَش می کند!
و "بی احترامی" داغانش!! چه لفظی چه عملی...
آدم های احساسی و معقول را دوست دارم... از نوع با درک!
از آدم های بی فکر متکبر متعجب می شوم! از نوع بی درک!
آدم های دهن بینِ بدون استقلال فکری، نا آرامم می کنند...
از صدای خیار خوردن هم گریزانم!
خونسردی مفرط، خونم را به قُل قُل می اندازد!
به دلیل احترام زیادی که برای شخصیت افراد قائلم، این فکر به آنان القا می شود که حق به جانب اند که بیشتر اوقات چوبش را خورده ام!
سعی می کنم بر خلاف احساسی و حساس بودنم، از ابزار عقل که خداوندم در اختیار هر انسان سالمی به ودیعه قرار داده است، استفاده کنم... مگر این که آنتن ندهد!
خدا، سفر، عکاسی، قطار، فکر، شعر، کتاب، موسیقی، فیلم، باران و برف، دریا، سکوت، حرف زدن( با کسانی که دوستشان دارم) را دوست دارم! و شاید آن ها هم من را!
بیمار نوشتنم! حتی هذیان!
بار ها شده در ساعت 2 نصف شب متنی به ذهنم برسد دست به گوشیِ نیمچه گوشکوبم شوم و در دِرَفتم تایپش کنم... مثل همین متن!!
در بدترین شرایط که دست امید از همه جا شسته باشم و نتوانم دردم، عمق ناراحتیم را با احدی در میان بگذارم، قرآن خواندن به طرز عجیبی آرامم می کند! هم چنین قطعه 44 و 28 بهشت زهرا(سلام الله علیها)
زود ناراحت می شوم ولی خب... زودتر از آن هم می بخشم! اصلا یادم می رود کل داستان را!

درضمن استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع، "اخلاقی" است!

با همه ی این اوصاف، توی این جهان که اگر از بالا به آن نگاه کنی یک کهکشانش با آن عظمت یک نقطه هم به حساب نمی آید؛ پس من:

"هیچم!"

همین!
12رمضان 1434- 30تیر 1392



نظرات  (۱۸)

اینو خوب اومدی:
"زود ناراحت می شوم...."
:)
بالک های پروانه ایت پس چی؟!
...
همه هیچیم!!!
پاسخ:
"ولی خب... زود تر از آن هم میبخشم!"
زبون تند و تیز یکم آزارم میده:/
بالک های پروانه هاهم حساسن دیگه...
چقدر شبیه من ِ گذشته هستی .. قلبم به طپش افتاد!!
پاسخ:
بَه مدیر ارشد خنده حلال :)
آخی...
۰۵ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۱۵ مـَـ ه جَـبـیـטּ
در کل دختر خوبی هستی :)
پاسخ:
ممنون لطف داری شما خودت خانومی...
لازم نیست برم درست شم دیگه؟ تایید شدم؟:دی
من چرا ندیده بودم اینو ؟!
تاریخش برا وقتیه که مسافرت بودم
آپ کردی ندیدمش :)

...

به نظرم خووب معرفی کردی خودت رو
همین جوری هستی
همین جوری بهت میاد
تا جایی که من می شناسم البته
همین جوری خووب بمونی و خووب تری بشی ان شاءالله :)

...

ایده ی جالبی بود
شاید ی روزی منم همچین چیزی نوشتم :)

پاسخ:
اره شما رفته بودی پیش امام رضا :)
قربانت!
البته باید خیلی رو خودم کار کنم. یه سری اخلاقیاتو باید دور کنم از خودم...
حتمن این کار رو بکن چون قلم تو یه چیز دیگست رفیق :)
چرا a bout  ؟!
پاسخ:
درست میگید حواسم نبود. ممنونم.

سلام مجدد

اینجا رو الان دیدم.

قبلا فقط نوشته بودم "هیچم". نه؟! همچین چیزی یادمه.

خیلی جالب نوشتی. اسفندی هستی پس؟

من برعکس تو از صدای خیار خوردن خیلی خوشم میاد و البته در موارد دیگه تا حدی باهات هم عقیده م. البته یه کم کمتر از تو حساسم فک کنم:)

و فهمیدم بچه محله امام رضا نیستی.

ولی من بچه محله خواهرشونم:)

و فهمیدم اگه یه روز خواستم ببینمت بهشت زهرا قطعه 44 جای خوبی میتونه باشه.:)

التماس دعا 

پاسخ:
مجددن سلاملکم. بله فقط دو سه خط آخر بود قبلن.
ممنون. بله و شما خرداد...
خدایی؟ صدای خیار خوردن خوش اومدن داره؟:دی
عه؟ پس خانوم خیلی التماس دعا. سلام ما رو هم برسون حسابی، بگو به برادرشون بگن بطلبن مارو لدفن.
قطعه 44 بهشته... محتاجیم رفیقم.

سلام علیکم.

از کجا فهمیدی من خردادی ام؟

خودم گفته بودم؟!!!

ای بابا! اگه قرار بود به حرف ماباشه خود ما رو میطلبیدن.نه مثل الان که همه دوستام اونجان و من...

اینکه گفتی تهرانم هستی یعنی تهران دانشجویی؟

مثه من. ببین من با این کنجکاویهامولت نمیکنم.

حالا متولد چه سالی هستی؟رشته ت چیه ؟سال چندمی؟ کدوم دانشگاهی؟

زد اینا رو بجواب تا سوالای بعدی :دی

شوخی میکنم.البته دوست داشتی جوابدههاااا.

ولی اجباری نیست خانوووم

یا علی

پاسخ:
درستش سلاملیکمِ :/
سلام
نه! ما که اصن جز کامنت باهم حرف نزدیم! تازه اسم و سنتم میدونم! من کف بینم چی فکر کردی:)) خب دختر خوب توی اون پست رمزیت چی بود؟ اونورا یه دوری زدم :) دیگه رمز نمیدی بهم نه؟ :{
نه گفتم آقای هاشمی نژاد تهرانم هستند. ما کلن تهرانیم.
نه بابا خواهش میکنم.
به قول "مه جبین" برو درست شو برو:دی ببین چی کار کردی دعات در حق خودت نمیگیره:))
شوخی میکنم.  در حق من که حتمن میگیره! ان شالله به زودی قسمتمون شه. مچکرم.
۲۵ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۴۱ مـَـ ه جَـبـیـטּ
آقا !
من حلالت نمیکنم !
پشت من حرف میزنی در نبود ِ من :| ؟
همه روزه هات باطل شده .. گفته باشم :| ..

تازه شم !
فاطمه سرت گول مالیده .. باورت نشه :|

:دی
پاسخ:
آقا خودتی:/
بده با ذکر منبع نوشتم؟
a3moony اینجوریا نیس. بعله.
حالا روزه هامو چیکا کنم؟ هعی!
به من بگن یه چیزی درباره ات بگم اینو میگم:

گفتن اینکه دوستش دارم،
اولین راه و آخرین راه است...

به قرآن :دی
به همین سوی چراغ!
:*
پاسخ:
داغونم کردی:)))))))))
اصن قرمز شدم فدایی جان:">
:*
خدا سفر..عکاسی..بیمار نوشتن..حتی هذیان..دریا..فیلم ..سکوت..باران..شعر..کتاب..ایییییول :)
نخونده بودم..اما الان خوندم :)
نع..من اردی بهشتی ام! بعله! :)
پاسخ:
آخی :) نمیدونسم...
ممنون که خوندی ش :]
الحق که چه خوب شناخته بودمت.اول دم خودم گرم بعدش هم دم شما که انقد گلی..
پاسخ:
اصلش اینه که دم خودِ خودم گرم که یه همچین رفیقی دارم خانم مهندس:-) :-*
اگه می دونستم زودتر ادرس وبلاگمو بهت می دادم:-D
۰۸ خرداد ۹۳ ، ۰۲:۵۱ تـُــرکــِــ گــَــنـدابـی
سلام..
وبلاگ مفید و جالبی دارید.

به روزیم با
تشیع لندنی! تشیع آمریکایی!
نظرتون رو حتما بگید.. چه موافق.. چه مخالف...
سکوت وبلاگتان دلمان را ربود
لینک شدید با لبخند:)
پاسخ:
:)
خیلیم ممنون.. شما هم لینک شدید بانو..
۲۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۰۰ یادداشتهای عمومی
سلام احسنت به این صداقت و صفا ....
پاسخ:
سلام
خیلیم ممنون
یک ماهی قرمز بازیگوش
پرتره ای نقش بسته بر روی آسمان آبی حوض
و چه گرم، چه دلنشین
نقش توست
نقش بسته بر بیکران وجود آدمی
یک نفس از اعماق این آبی بیکران
خدایا این بار یک گام با تو، گام های باقی مانده با من ...

پاسخ:
زیبا بود تشکر
چرا من تصور میکنم قبلآ سردر اینجا یه حوض بود فیروزه ای رنگ با یه ماهی قرمز کوچولو توش؟ نبود؟!
سلام
پاسخ:
سلام
نه .. نبود ..
میشناسمتون ؟! :)
خب تا قبل از این سلام و علیک اگه قبل ترش! پلاکتون همون نبوده ک پرسیدم و با فرض رد کردن عالم قبل از دنیا (بهش میگن زر یا ذرع یا نمیدونم چی!؟) متاسفانه خیر...
اما حالا پس ازین با وجود "نمکِ سلام" احتمال میدم یک نقطه ی آشنایی یافتیم.
یافتیم؟! :)
پاسخ:
چه جالب ..

نه اون پلاک من نبوده.
چه اسم خوبی ان شاالله نمک گیر وبلاگ ما بشین هی بیایین :)
هیمممم فکر کنم الان رسیدم بهش, به کمک شما ! بعد از سالیانی وبگردی در کولی واریِ بی نامیِ هزار نامی...رسیدم به اون چیزی ک فهمیدم چرا هنوز پی ادرس های قدیم میگردم تا دری بزنم و سلامی دهم و باز جوابی بستانم؟
قضیه همین نمک بوده.
 بنابراین (به سبک امورو در ریشه ها رو به اسمان) : اینک ببین این تنها چیز را که از تو بزرگتر است!  این اسم توست "نمکِ سلام" (سه بار بخونینش) :)

البته درباب نمک گیری باید گفت یک رابطه ی مستقیمی دارد با شرفیت مکان به مکین! ینی ما نمک گیر شخص میشویم نه مکان :)
و درست تر نمک گیر کلام شخص میشویم و شخصیت شخص, نه صرفا خود شخص! (بیاد حیدر در اصرارش روی محافظ شخصیت و نه بادیگارد بودن)
یادم باشه در ان روز مبادا ک خیلی برایش برنامه دارم یک مقاله هم راجع ب انواع نمک بنویسم :) اما الان دیگه زیادی برای خودم فلسفه بافتم !

+راستی یه دوستی داشتم (هنوزم دوستش دارم اما گمش کردم ), پست گذاشته بود من28 ماهی قرمز دارم بهش گفدم: دوست! واقعا این همه ماهی قرمز داری؟ گفد: بله فلانی جانم, هر ماهی قرمز نشان یک سال عمر هست. (مثل کونتا اینا ک تو دِهِشون عمر رو با باران حساب میکردن) و نکته ی اخر, قبل از اشناییمون من به معجزه ی اردی_بهشت ایمان داشتم (و دارما) , الان میبینم اسفند هم ید موسی است برای خودش, البته احتمال میدم که این هم از معجزه ی اردی_بهشت باشد :)

امضا: "نمکِ سلام"
متولد 29 اردی_بهشت سنه ی یک هزار و سیصد و نود و شش خورشیدی در حوض فیروزه ای ماهی قرمز
پاسخ:
چه کامنت پیچیده ای !!

من که نفهمیدم چی شد :))


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی